شعر سیدرضا موید برای امام حسن عسگری(ع) 5
رسانده زهر جفا تا به چرخ آه مرا
گرفته است زکف معتمد رفاه مرا
به زندگانی من نیز زهر خاتمه داد
به دست و پیکر لرزان ببین گواه مرا
رسیده بر لب بام آفتاب زندگیم
بخوان غلام من از پشت پرده ماه مرا
بیا امید دلم مهدیم دگر مگذار
تو بیش از این به رهت منتظر نگاه مرا
بیا و آب بنوشان تو بر پدر دم مرگ
که نیست تاب و توان جسم همچو کاه مرا
تو در برم بنشین تا مگر که بنشانی
ز اشک دم به دم خود شرار آه مرا
به غربت تو و مظلومی تو می سوزم
چو گیرد اتش بیداد جایگاه مرا
گرفته است زکف معتمد رفاه مرا
به زندگانی من نیز زهر خاتمه داد
به دست و پیکر لرزان ببین گواه مرا
رسیده بر لب بام آفتاب زندگیم
بخوان غلام من از پشت پرده ماه مرا
بیا امید دلم مهدیم دگر مگذار
تو بیش از این به رهت منتظر نگاه مرا
بیا و آب بنوشان تو بر پدر دم مرگ
که نیست تاب و توان جسم همچو کاه مرا
تو در برم بنشین تا مگر که بنشانی
ز اشک دم به دم خود شرار آه مرا
به غربت تو و مظلومی تو می سوزم
چو گیرد اتش بیداد جایگاه مرا
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم بهمن ۱۳۸۹ ساعت 20:9
توسط وحيده افضلي
|
اینجا شعرهای شاعران را درباره ی امام هادی(ع) و امام حسن عسگری(ع) جمع آوری می کنم.متاسفانه در وبلاگ ها و سایت ها شعرهای فراوانی یافت می شود که نامی از شاعرانشان نیست. و این بزرگترین بی احترامی به یک شاعر و یکی از زشت ترین کارهایی ست که در این فضای مجازی می توان انجام داد.کسانی که به این وبلاگ می آیند حق ندارند شعری را بدون نام شاعرش از این جا برداشت کنند و جای دیگر بگذارند...