اى نخل رياض علوى برگ و برت سوخت

 از آتش بيداد ز پا تا به سرت سوخت

اى يازدهم اختر پر نور ولايت

 خورشيد ز هجر رخ همچون قمرت سوخت

اى پاره قلب نبى و زاده زهرا

 از آتش زهر ستم و كين جگرت سوخت

از داغ جهان سوزِ تو در دشت محبّت

 چون لاله سوزان دل مهدى پسرت سوخت

چون مشعل افروخته در سوگ و عزايت

 اى واى دل مهدى نيكوسيرت سوخت

در فصل شباب از ستم و كينه دشمن

چون شمع شب افروز ز پا تا به سرت سوخت

اى جان جهان «حافظى» سوخته دل گفت

 قلب همه از داغ دل پرشررت سوخت